اینم از حرفای فردریش تیچه

* آنجا که پای عشق یا نفرت در میان نباشد زن متوسط بازی می کند.

* وقتی قرار باشد نظرمان را در باره ی کسی دگرگون کنیم ، آزاری را که به ما رسانده است گران به پایش می نویسیم.

* آدمی را به خاطر فضائلش ازهمه بیش کیفر می دهند.

* هرآنچه باورکردنی است،هرآنچه آسودگی وجدان می آورد،هرآنچه گواه حقیقت است، همانا از راه حواس به ما می رسد.

* پایین تنه دلیلی است برای آنکه چرا انسان خود را به آسانی خدا نمی انگارد.

* زاهدانه ترین حرفی که شنیده ام:" در عشق حقیقی روح است که تن را در آغوش می گیرد.

* کارهای عاشقانه را همیشه فراسوی نیک و بد انجام می دهند.

* آنکه با هیولاها دست و پنجه نرم می کند باید بپاید خود دراین میانه هیولا نشود.اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی، آن مغاک نیز در تو چشم می دوزد.

* نیکی وبدی را باید جبران کرد:اما چرا درست با همان کسی که با ما نیکی یا بدی کرده است؟

* عشق صفات والا ونهفته ی عاشق را - یعنی آنچه را که در وجودش کمیاب و استثنایی است- آشکار می کند: تا آنجا که  چه بسا آنچه را که در او اصل است نهفته می دارد.

* آدمی سرانجام عاشق هوس خویش است نه آنچه هوس کرده است.

* ای فایده باوران ، شما نیز هرچیز فایده مند را تنها ازآن جهت دوست می دارید که گاری خواستهای شماست-اما شما نیز به راستی از سروصدای چرخهای آن در عذابید. مگر نه؟

* خودپسندی دیگران تنها هنگامی برای ما ناپسند است که خلاف خودپسندی ما باشد.

* در باب اینکه " راستگویی" چیست، شاید تاکنون هیچکس چندان راست نگفته باشد.

* پیامدهای کردارمان گریبانمان را می گیرند، بی اعتنا به اینکه ما درین میانه خود را "اصلاح" کرده ایم.

*

 

/ 0 نظر / 21 بازدید